مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )
1847
غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي )
و استماع مىنمودم . حقيقتاً عرض مىكنم نزديك بود از حال طبيعى خارج شوم ، گمان مىكنم كه هر كافرى آن اشخاص را به آن طرز و هيئت نشستن مىديد و آن آواز قرآن را به هيئت اجتماعيّه مىشنيد اسلام [ را ] قبول مىكرد و داخل دين حنيف اسلام مىشد و حقيقتاً سزاوار نيست كه اين كلمات معجز بيان را كه وديعه خاتم الأنبياء است به حنجرهء كريه و صوت زشت ادا كنند . لذا فرمود : « حَسِّنْ بِالْقُرآنِ صَوْتَكَ » و ايضاً « حَسِّنُوا الْقُرآنَ بِأصْواتِكُمْ فَانَّ الصَّوْتَ الْحَسَن يَزيدُ الْقُرانَ حُسْناً » . گل بود و به سبزه نيز آراسته شد ، نور على نور و ايضاً « لِكُلِّ شَيْءٍ حِلْيَة وَحِلْيَةُ الْقُرآنِ الصَّوْتُ الْحَسَنُ » و في حديث الإمام الباقر عليه السلام : « وَرَجِّعْ بِالقرآنِ صَوْتَكَ فَانَّ الله يُحِبُّ الصَّوْتَ الْحَسَن » پر واضح است كه انسان هر چند خوش آواز باشد تا تحريرى در صوت ندهد و متكيّف به يك كيفيّتى از مقامات موسيقى نشود ، متّصف به حَسَن نمىشود ، بلكه به واسطهء امر به تحسين و ترجيع رجحانى هم پيدا مىكند . پس اين صفت حسنهء ممدوحه را ممكن است شخص مكلَّف در عبادت و قرائت قرآن و ادعيّه صرف كند و ممكن است در مجالس اهل طرب ، اين صفت ممدوحه را در معصيت به خرج دهد و مخلوط به آواز تار و طنبور نمايد . نظير شجاعت كه يكى از صفات مستحسنه است و ممكن است در جهاد فى سبيل الله و در حفظ حدود و ثغور اسلامى صرف كند و مختار است در راهزنى و تعدّى به خلق اين صفت حسنه را اعمال كند . پس در وقتى كه عقلًا ممدوح شد و كلَّيت را نيز از اين طرف قائل شويم « كلّ ما حَكَمَ بِه العقلُ حَكَمَ بِه الشَّرع » . سپس يك صارف قوّى از اخبار مىخواهد كه ناهى باشد و از اين معنى جلوگيرى نمايد تا ببينيم كه سنخ خبر و آهنگ كلام از كدام معنى غدغن مىكند و نهى مىنمايد و شبهه هم نباشد كه « ما دليلى از براى حرمت